تبليغاتX
یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود

مهم نیست فردا چی می شه

 مهم اینه که امروز دوست داشتم

 مهم نیست فردا کجا و با کی هستی

 مهم اینه که هر جا هستی دوست دارم

 مهم نیست تا ابد با هم نموندیم مهم اینه که تا ابد دوست دارم

 مهم نیست قسمت چی می شه و چی شد ولی ....

مهم اینه که قسمت شد دوست داشته باشم

 

دو تا خط موازی هیچ وقت بهم نمی رسن

از اول کار تا آخرش از هم دور و جدا می مونن

 

خداحافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 11:59  توسط   | 

شب قدر

 

شب قدر؛ شب یلدای عاشقان

درمانده‌ام و پریشان، از بار سنگین گناهانی که به دوش می کشم.

گناهانی که خواسته و ناخواسته مرتکبشان شده‌ام و فراموش کرده‌ام که از گنه کارانم و شاید به قدری با گناهانم همنشین شده‌ام که فرقشان را از ثواب و درستکاری از یاد برده‌ام.

و این لحظات، فرصتی است برای پاک شدن، برای بیدار شدن از غفلت و برای عاشق شدن و این شب‌ها، شب یلداست.

و یلدا طولانی‌تر شب سال است و یلدای رمضان، طولانی‌ترین شب عاشقان معبود بی‌همتا.

و علی(ع) عاشق‌ترین عشاق است و عشق را چه زیبا معنا کرده.

او عشق را در محراب و با خون خود به معشوقش عرضه کرد و مظلومیتش را جاودانه.

...

در این شب‌های رحمت و مغفرت یاد ما هم باشید.

به قول شاعر:
"اگر یادتان بود و باران گرفت، دعایی به حال بیابان کنید."
که تشنه‌ی قطره‌های حیات بخش معنویت، از آسمان رحمت خداوند هستیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 18:59  توسط   | 

خداوندا !!

نمی دانم ٬ کدامین پل ...

در کجای دنیا شکسته است ..

که هیچ کس به خانه اش نمی رسد!!

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 20:6  توسط   | 

خیلی دلم گرفته....

خیلی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 19:4  توسط  

مادرم

 

وقتی برای اولین بار این متنو خوندم اشک توی چشمام جمع شد و احساس کردم بیش تر از همیشه دلم برای مادرم تنگ شده و احساس کردم مادر بودن چه حس قشنگیه  .....

 

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟

   
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه  كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده. 
  
فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن


 
نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه . 
    
 فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.

 فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .

فرشته گونه زن رو لمس كرد: "خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !"


خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..
 
فقط يك چيزش خوب نيست.
خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 21:24  توسط   | 

رسم دلدادگي

 

وقتی دل به کسی سپردی ، به او اعتماد کن .وقتی به کسی سالها اعتماد کردی به او تکیه کن

وقتی به کسی تکیه کردی او را با اندک بد گویی طرد مکن. چرخ دلدادگی بیشتر از آن که روی ستون

وابستگی استوار باشد روی محور اعتماد و اطمینان می چرخد .همیشه از خود سوال کن که بد گوی

دلداده تو در جست و جوی چیست.رسم دلدادگی رسم شکننده ای است . که اگر با یک بدبینی و

بی اعتمادی ساده ترک بردارد ، دیگر نمی تواند استحکام اولیه را داشته باشد.وقتی که متوجه شدی

که دیگر قابل اعتماد نیست، آن گاه از او رو گردان شو.اما وقتی مطمئن نشدی ، ذره ای در اعتماد او 

شک مکن.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 22:16  توسط   | 

 

نادرست ها که مردم می گویند راجع به هرچیز و هرکس ، حتی راجع به تو ، می دانی که

دریا از بادهای شدید به حرکت در می آید نه از لغزیدن سنگی و جابه جا شدن شاخه یی.

اگر بجز این باشی از اثر خود کاسته ای و موجودی هستی بایک جام آب برابر و بایددر دستها  

مانند بازیچه بگردی.آدمی که عیب خودرا نبیند ، رو به تکاملی نمی رود.این نردبان است که باید

به آن پا گذاشت و امتحان کرد ، نه این که چشم خود را بست و دوید

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 22:11  توسط   | 

یادمون باشه...

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یه دفعه رهاش کنیم

 چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .

و بعدش خودمون یه روزی یه جایی از طرف کسی که دوسش داریم ...

رها می شیم...خرد میشیم...میشکنیم ..و....... 

یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم

 تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره

یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .

 یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم

 چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .

یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم...

 برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 22:4  توسط   | 

حتی برای چند دقیقه ای هم که شده روی این جمله ها فکر کنین

 

۱.       دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2.      دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3.      خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4.      غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5.      گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6.      حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7.      زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8.      چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9.      مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14.  دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.

19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20.  غرور انهدام است مغرور نباش.

21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 18:38  توسط   | 

سلام...

امشب فقط اومدم رو وب که تولدتو تبریک بگم

فک نکنی یادم نیست که ۲۶ ساله شدی

امسالم مثل سال های دیگه ۱ سال بزرگتر شدی

ولی تنها تفاوتش اینه که دیگه باهم نیستیم...

تولدت مبارک

امیدوارم همیشه موفق و

هر کجا و با هر کی هستی خوشبخت باشی

تنها آرزوم اینه

شاید باور نکنی ولی هیچ وقت نتونستم نفرین کنم

فقط آرزوی پیروزی و سعادت مندی واست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 0:1  توسط   | 

خسته ام...

خسته از حس غريبانه اين تنهايي

بخدا خسته ام از اينهمه تکرار سکوت

بخدا خسته ام از اينهمه لبخند دروغ

همه عمر دروغ

گفته ام من به شما

گفته ام عاشق پروانه شدم؟

واله و مست شدم از ضربان دل گل؟ شمع را مي فهمم؟

کذب محض است

دروغ است

دروغ

من چه ميدانم از حس پروانه شدن؟

من چه ميدانم گل عشق را ميفهمد

يا فقط دلبريش را بلد است؟

من چه ميدانم شمع واپسين لحظه مرگ حسرت زندگيش پروانست يا

هراسان شده از فاجعه نيست شدن؟

به خدا من همه را لاف زدم

بخدا من همه عمر به عشاق حسادت کردم

باختم من همه عمر دلم را به سراب

باختم من همه عمر دلم را به هراس تر يک بوسه به لبهاي خزان

بخدا لاف زدم

من نمي دانم عشق رنگ سرخ است ؟ ياآبيست؟

يا که مهتاب هر شب واقعاً مهتابيست؟

عشق را در طرف کودکيم خواب ديدم يک بار

خواستم صادق و عاشق باشم

خواستم مست شقايق باشم

خواستم غرق شوم در شط مهر و وفا

اما حيف حس من کوچک بود يا که شايد مغلوب پيش زيبايي ها

بخدا خسته شدم

مي شود قلب مرا

عفو کنيد؟ورهايم بکنيد تاتراويدن ازپنجره را درک کنم؟تا دلم بازشود؟

خسته ام ، درک کنيد

ميروم زندگيم را بکنم

ميروم مثل شما پي احساس غريبم تا باز .شايد عاشق بشوم ...

کذب محض است

دروغ است

دروغ

خسته از حس غريبانه اين تنهايي

بخدا خسته ام از اينهمه تکرار سکوت

بخدا خسته ام از اينهمه لبخند دروغ

همه عمر دروغ

گفته ام من به شما

گفته ام عاشق پروانه شدم؟

واله و مست شدم از ضربان دل گل؟ شمع را مي فهمم؟

کذب محض است

دروغ است

دروغ

من چه ميدانم از حس پروانه شدن؟

من چه ميدانم گل عشق را ميفهمد

يا فقط دلبريش را بلد است؟

من چه ميدانم شمع واپسين لحظه مرگ حسرت زندگيش پروانست يا

هراسان شده از فاجعه نيست شدن؟

به خدا من همه را لاف زدم

بخدا من همه عمر به عشاق حسادت کردم

باختم من همه عمر دلم را به سراب

باختم من همه عمر دلم را به هراس تر يک بوسه به لبهاي خزان

بخدا لاف زدم

من نمي دانم عشق رنگ سرخ است ؟ ياآبيست؟

يا که مهتاب هر شب واقعاً مهتابيست؟

عشق را در طرف کودکيم خواب ديدم يک بار

خواستم صادق و عاشق باشم

خواستم مست شقايق باشم

خواستم غرق شوم در شط مهر و وفا

اما حيف حس من کوچک بود يا که شايد مغلوب پيش زيبايي ها

بخدا خسته شدم

مي شود قلب مرا

عفو کنيد؟ورهايم بکنيد تاتراويدن ازپنجره را درک کنم؟تا دلم بازشود؟

خسته ام ، درک کنيد

ميروم زندگيم را بکنم

ميروم مثل شما پي احساس غريبم تا باز .شايد عاشق بشوم ...

کذب محض است

دروغ است

دروغ

من ....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 18:41  توسط   | 

وادی عشق

می شود پره چشمم پره کاهی گاهی

                                               دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی

وادی عشق بسی دور و دراز است ولی                                                  

                                               طی شود وادی صد ساله به آهی گاهی

(از طرف دوست بسیار خوبم)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 13:13  توسط   | 

مگه تو مرد نیستی؟

خدا جونم

بعضیا فقط اسمشونو گذاشتن مرد

در حالیکه تو عمرشون بویی از مردانگی نبردن

امروز از خودم خیلی خوشحالم

درسته دخترم ولی تو این دنیلای کثیف واسه خودم یه پا مردم

پای چوبه ی دار هم برم بازم حرف راستو می زنم

 و حاضر نمیشم با حرف نزدنم و سکوتم خودمو تبرئه کنم

خدا جونم ازت ممنونم که این جراتو بهم دادی

دلم می خواد به پسرا بگم مگه مرد نیستین ؟!!!!!

چرا شرفتونو می ذارین زیر پاتون؟

چرا  وقتی جا به اونجایی می رسه که قاضی می خواد محاکمتون کنه فرار می کنین؟!!!!!

مرد اگه واقعا مرد باشه باشه وایمیسته و حرفشو می زنه

نه اینکه از حقیقت فرار کنه و بز دل باشه

خدایا اصلا تو این دنیا چه خبره؟

تو این دنیای کثیف کی واقعا مرده؟

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دورۀ ارزانیست چه شرافت ارزان تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر آبرو قیمت یک تکۀ نان و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان!!!

اصلا به کی می شه اعتماد کرد؟!!!!!!

 اونم تو این گرونی اعتماد و تورم اعتقاد !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 22:41  توسط   | 

سکوت...

 

در سکوتم نشسته ام و به اطرافم نگاه میکنم و به روز هایی که گذشت فکر میکنم

روزهایی که به سرعت رفت به خاطره تبدیل شد

دیگه دلخوشی جز دفتر تنهایی ندارم

دفتری که یکی یکی برگ هاش با خاطره ها پر شده

به خودم می گم چطور ِ که دفتر طاقت غصه هام رو در بیارم

یکی یکی برگهاشو ورق می زنم هر چی بیشتر به آخرش نزدیک می شم تنهاییم بیشتر بیشتر می شه ...

نمی دونم چرا توی این سکوت منتظرم

حس انتظاری که برای خودم هم تازگی داره

شاید باز دلتنگ شدم

دلتنگ مهربانی که هفت روز هفته به حرف هام گوش می ده و در جواب فقط سکوت رو بدرقه راهم می کنه

...

چه زود دیر شد زودی که همیشه حقیقتی رو پشت خودش پنهان کرد و برای من چیزی جز حسرت نذاشت...

دلم حتی برای گریه هام هم تنگ شده

دیگه اشکی هم برام نموده تا دوباره آرومم کنه

از خدا می خوام بهم آرامشی در خورم بده تا واسطه آرامش دیگران باشم

سرم رو روی زانوهام می زارم و چشم هام رو می بندم و به خاطرات این چند مدت فکر می کنم ...

خیلی آروم سرم رو بلند می کنم و جلوی چشمام طلوع اولین ستاره شب رو می بینم خیلی سرد بهش میگم دوست داری همراز من باشی...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 15:10  توسط   | 

یه دوست زحمت کشیده واسم نظر گذاشته

می خوام منم رو وبلاگم بذارم تا شما هم بخونین

سلام سپیده خانم شماحق دارید خیلی وقت ها کارا اون طور که میخوای پیش نمیره ولی به نظر من همیشه باید نیمه پر لیوان رو ببینیم تو زندگیم چند چیز به من ثابت شده که میخوام اینارو در اختیار شما هم بذارم

۱. هیچ وقت به کسی نگو که دوستت دارم چون شک نکن که اونوقت ازت دور میشه واگر ازش دور بشی شک نکن که اون میگه دوستت دارم و به قول یکی : اگه کسیرو دوست داری ازش دور شو اگه اونم دوستت داشته باشه دنبالت میاد و به قول یکی دیگه : عاشق بهترین ها نباش بهترین باش تا عاشق تو باشند
2. هیچ وقت دو دل عاشق به هم نمیرسن و بیشتر موارد عشق یکطرفه است و به قول یکی که به من گفت : اینبار تو عاشق یکی شدی که مجنون دیگری بود
3. تا وقتی که سر سفره عقد ننشستی باور نکن که به هم رسیدید
4. همه را دوست داشته باش ولی عاشق یکی باش به همه مهر بورز ولی عشقت را برای یکی خرج کن
5. . . . . . . و این قصه سر دراز دارد ولی اینو خوب میدونم که چه بخوایی خوش باشی چه ناراحت زمان در گذر است

راست می گه حق با اونه ولی خب کی می خواد جواب دل شکسته ی منو بده

من واقعا دوسش داشتم

یعنی باهم خیلی خوب بودیم

ولی واقعا نمی دونم چی شد...

 اون ناراحتیم و قلب شکستم نمی ذاره تا اون نیمه پر لیوان رو ببینم

ادم یه بار به دنیا میاد یه بار عاشق می شه یه بارم میمیره

من یه بار...یه بار عاشق شدم و به قول خودتون عشقمو فقط واسه یه نفر خرج کردم

ولی...دیگه دلی واسم نمونده که به کسی بدم

بازم تشکر می کنم از نظرتون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 14:29  توسط   |